نظرات شرکت کنندگان در کارگاه های گفت و گو
آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان  
 


نام: زهرا ادیب
  تاريخ: نهم شهريور 1392 ساعت 00:00
  توضيحات: کارگاه های گفت وگو به ما یادآوری کرد می توانیم با بیانی زیبا و نگاهی منطقی رابطه خوبی با دیگران داشته باشیم

نام: م. ح
  تاريخ: سيزدهم شهريور 1392 ساعت 00:00
  توضيحات: با شرکت در کارگاه های گفتگو، یاد گرفتم که بهتر گوش بدهم و ضمن به تعلیق درآوردن فرضیاتم دیگران را قضاوت نکنم.

نام: حسین
  تاريخ: شانزدهم آذر 1392 ساعت 00:00
  توضيحات: اگاهی ازلی و ابدیست و انسانها به میزان برخورداری از ان اینچنینند همچون ماندلا که اشنای دلهاست و جاودانه ماند. راهنمای بزرگ گفتگو بدن خویش را ترک کرد تا خصایص انسانیش مهر ماندگار ازادگان جهان شود.

نام: عباس علیمحمدی
  تاريخ: چهاردهم دی 1392 ساعت 00:00
  توضيحات: درباره مقاله دی ماه و بهمن ماه با تشکر از گفتار آقای خانیکی . افسوس می خورم از اینکه می دانیم ولی نمی توانیم . صاحب دلان دردمند هشدار می دهند . آقای خانیکی ، آقای ملکیان ، ... آیا جامعه ما اینقدر ناتوان شده و سرمایه فرهنگی و درونزای خود را از دست داده است ؟ دوستان بیایید کاری کنیم . فرهنگ و مهارت های گفتگو را در حد اقل های ممکن ، مثلا در جمع دوستان و یا خانواده تمرین کنیم . آنرا از نان شب کمتر ندانیم . کمی زحمت بکشیم ، سختی بچشیم ، تمسخر شویم ، انتقاد بشنویم ولی کار را عار ندانیم . آنچه را که در کاگاه های گفت و گو دیدیم و حس کردیم در طاقچه دلمان قرار ندهیم . از کانون گفت و گو انتقاد کنید . بگذارید ما متوجه شویم که چه اندازه ای هستیم و می توانیم چه کاری انجام دهیم . کانون را از آن خود بدانید . باشگاه را با حضور و جنب و جوش خود گرم کنیم کارگاه برگزار کنیم ایستگاه مدارک و داده های علمی و مستند را با گزارش ها و اخبار مربوطه به گفت و گو بارور کنیم و پایگاه اینترنتی آنرا تقویت کنیم . همه نیازمند مهارت های شنیدن و گفتنیم . و بالاخره از دوستان و یاران دیگر گفتگو بخواهید همراه شوند . این کمی از درد دلهایم بود . امید وارم شما هم از خودتون بگویید. عباس علی محمدی

نام: فاطمه صدر عاملی
  تاريخ: سيزدهم بهمن 1392 ساعت 00:00
  توضيحات: با نام خدا متنی که برای بهمن ماه جهت مطالعه و گفتگو انتخاب شد، گزارشی است از سخنرانی آقای دکتر هادی خانیگی در مورد " توسعه ملی " . به نظر من آقای دکترخانیکی در این سخنرانی به طرح بعضی از مشکلاتی که بر سر راه توسعه ملی وجود دارد پرداخته‌اند و در بعضی موارد راه‌های بررسی مشکلات و نیز شیوه‌های برطرف کردن آن‌ها را مورد مطالعه و دقت قرار داده‌اند. و یا به بیان دیگر آنطور که گزارش نشان می‌دهد محتوی سخنرانی بیشتر طرح سوال و معرفی مساله است تا ارایه پاسخ. اهمیت و تاثیرگذاری مطلب نیز در همین طرح سوال است. هرگاه جوانه سوال در ذهن افراد زده شد و درد شناخته شد؛ طبعاً در پی یافتن پاسخ نیز بر خواهند آمد و در آن صورت است که قدمی اساسی در راه توسعه فرهنگی برداشته شده است. تلاش برای یافتن پاسخ به سوالاتی که در ذهن ایجاد می‌شود و تفکر در مورد پیداکردن راه حل برای مشکلات بسیار سازنده تر ا ز تکرار یافته‌های دیگران و دنباله روی از آنان است. در این مجال فهرست وار به بعضی از مسایلی که بنظر من در این متن مندرج است اشاره می‌کنم و نظر خود را در بعضی از نکات بطور مختصر بیان می‌کنم 1-گفت‌وگو در جامعه دچار انسداد شده است . 2-جامعه مدنی، در روند گفت‌وگو شکل می‌گیرد. 3-گفت‌وگو نیز زمینه ایجاد و توسعه جامعه مدنی را فراهم می‌کند. 4-در جامعه ما حتی مکان گفت‌وگو و امکان گفت‌وگو فراهم نیست. 5-در جامعه ما علم، فرهنگ و سیاست از هم گسیخته اند. 6-در صوتیکه علم و فرهنگ و سیاست با هم هماهنگ باشند فضا برای توسعه جامعه مدنی باز می‌شود. در اثر نفوذ شبکه‌های مجازی مطالعه کتاب و روزنامه کم شده است. 7-نهادهای مدنی از هم گسیخته اند. 8-سرمایه اجتماعی ضعیف شده است. 9-گسست در توانش گفت‌وگو بین نهادهای مدنی قدیم و نهادهای مدنی جدید از عوامل ضعف در سرمایه اجتماعی است. 10-نهادهای مدنی مهم ترین نقش را در توسعه و بیشرفت جامعه بر عهده دارند و توجه به قدرت آن‌ها یک اقدام سیاسی نیست بلکه یک اقدام فرهنگی و اجتماعی و حتی دینی است. 11-در زمان قاجار جوانه هایی از نهادهای مدنی در جامعه زده شد که متاسفانه در تقابل با تحولات اجتماعی جدید خشک شد و جایگزینی برای آن‌ها متناسب با تحولات اجتماعی ایجاد نشد. نهادهای مدنی مهم‌ترین نقش را در بیشرفت جامعه دارند . مهم‌ترین نهاد جامعه مدنی ساختار اجتماعی است که در آن اهداف و برنامه از اهمیت برخوردار است و نه فرد. آقای رضا منصوری در کتاب ایران در سال 1427 می‌گویند: "کوچکترین واحد در رشد نه فرد بلکه ساختار است. ساختار مجموعه ای از افراد هستند که هدف مشترکی را دنبال می‌کنند و با هم فکری و هم کاری در بی هدف مشترک هستند." اگر علم فرهنگ و سیاست با هم هماهنگ باشند فضا برای بیشرفت جامعه مدنی فراهم می‌شود. عدم هماهنگی فعلی آن‌ها در بسیاری از موارد در جامعه به چشم می‌خورد. برای مثال اگر امتیاز دانشگاهی به دلیل تعلق به جناح سیاسی خاص و نه به دلیل لیاقت به فردی داده شود در این‌صورت علم و فرهنگ و سیاست از رابطه مشروع خود خارج شده و از هم گسیخته اند. و یا اگر فعالیت‌های فرهنگی نهاد یا سازمانی به دلیل وابستگی به جناحی خاص و نه به دلیل محتوای آن مردود شود حق و انصاف که یک امر فرهنگی است فراموش شده است. سخن بیشتر در مورد نکات فوق را به هفته آینده موکول می‌کنم و همچنین در مورد اینکه آن جوانه های نهادهای مدنی در زمان قاجار کدام بوده اند و چگونه می‌توان با شناخت و بررسی آن‌ها به ایجاد و تقویت نهادهای مدنی در زمان حال پرداخت. سخن دیگر آنکه بطوری‌که نکات فوق نشان می‌دهد تلاش برای رفع انسداد گفت‌وگو در گرو توجه به عوامل متعددی در اجتماع و اقدام متناسب با آنهاست.

نام: نمازی
  تاريخ: اول اسفند 1392 ساعت 00:00
  توضيحات: به نام خدا آنچه در متن گزارش آقای دکتر خانیگی محترم دیده می شود پرداختن به مسائلی است که در قالب سوال یا طرح مساله ارائه شده ولی به راهکار و حل مساله اشاره ای نشده است. البته من هم در این نوشتار مختصر بنا ندارم برای تمامی سئوالات طرح شده راهکار و یا پیشنهادی ارائه دهم بلکه می خواهم فقط به یکی از مسائل که بنظرم اساسی ترین آنها نیز هست بپردازم. در ادامه ابتدا سوال جدی مورد بحث را ذکر می کنم سپس علتهای ایجاد آن را برشمرده و درنهایت با مصادیقی از یک (نمونه آماری) و (جامعه آماری) با تکیه بر آراء فکری و تربیتی و اخلاقی امام موسی صدر به شرح مختصری از روشهای عملی و برون رفت از چنین مشکلی می پردازم. سوال: چرا جامعه ایران دچار بن بست و انسداد در زمینه "گفتگو" است؟ بنظر می آید باید علت انسداد و بسته شدن اکثر راههای منتهی به تعاملات اجتماعی – در هر جامعه ای - را در نارسائی های فرهنگی و دینی آن جستجو کرد و مسلما فرهنگ هرجامعه ای با آموزه های اعتقادی و مذهبی آن جامعه گره خورده و درهم تنیده است و نمی توان یکی را منفک از دیگری دانست. در جامعه امروز و اکنون ما؛ بهره مندی از آموزه های دینی اکثرا در حد و اندازه گزاره های خبری است. کودکان ما از اولین سالهای ورود به جامعه بزرگتری مانند مدرسه پیوسته با انبوهی از گزاره های خبری خصوصا در حوزه آموزه های دینی و اخلاقی مواجهند بدون اینکه شاهد مظاهر عینی و واقعی آن در جامعه باشند. مثلا عبارت "دروغگو دشمن خداست" تا زمانیکه مصداق عینی در خانواده و جامعه پیدا نکرده باشد فقط یک گزاره خبری صرف است و فاقد ارزش. متاسفانه بیش از نیمی از آموزه های اعتقادی و اخلاقی و فرهنگی ما مستثنا از این قاعده نیست و مسلما این فقدان، مستقیما در روند گفتگو و روحیه جمعی ما موثر و غیرقابل انکار است. هرچه ما از این اصول و ارزشها فاصله بگیریم بهمان اندازه نیز روحیه همدلی و همزیزستی مسالمت آمیز را از دست داده ایم در نتیجه در همه نهادهای اجتماعی، کاری، خانوادگی و... شاهد کمرنگ شدن تعاملات اجتماعی که بارزترین مصداق بیرونی آن "گفتگو"ست خواهیم بود. اما برای جلوگیری و همچنین درمان این معضل خطرناک اجتماعی چه باید کرد؟ بی تردید یکی از بهترین راهها برپایی همین "کارگاههای آموزشی" و گسترش آن در سطح جامعه و بین همه اقشار اجتماع است. البته هنوز هم راهکارهای موثرتر و پرفایده تری برای یک برنامه موفق و بلند مدت که همه سنین کودکی تا پس از جوانی را شامل شود نیز وجود دارد: بعنوان "نمونه آماری" من موسسات امام موصی صدر در لبنان را برگزیدم چرا که همچنان معتقدم متد اصولی، علمی و سازماندهی شده آموزشی و تربیتی این موسسات، چشمگیر و در روند پرورش "سالم" کودکان تا سنین بزرگسالی درخور توجه و تامل است و نتیجه چنین ساختار تربیتی که بتواند همزمان و بشکل موازی هم تعالیم علمی و دانشهای روز و هم اصول اخلاقی و فرهنگی را در جامعه ترویج و گسترش دهد قطعا پرورش افرادی با مهارتهای بالا و داشتن انگیزه و خلاقیتهای لازم است. با ذکر یک مثال و مقایسه ساختار تربیتی این نوع نظام آموزشی با آنچه که درحال حاضر در جامعه و کشور خود شاهد هستیم، از شرح و بسط بیشتر این مقوله می گذرم و قضاوت را بشما دوستان واگذار می کنم: در یکی از دفعاتی که هیاتی ایرانی جهت بازدید از موسسات امام موسی صدر به لبنان می رود شکل و ویژگیهای حجاب کودکان و حتی نماز خواندن آنها – بویژه نماز صبح – برایشان سوال برانگیز می شود و درباره شوق و انگیزه بچه ها – مثلا – درباره نماز صبح می پرسند و اینکه چطور است اکثر آنها بشکل خودکار و بدون اهرم فشار اقدام به انجام فرائض می کنند؟! و بانوی محترم سرکار خانم رباب صدر در پاسخ می فرمایند: براساس آموزه های اسلامی و روش ویژه امام موسی صدر در تعلیم و تربیت، ما هیچ یک از بچه ها را وادار به انجام این امور نمی کنیم ولی هنگامیکه خود آنها می بینند هم اتاقی و دوستانشان بیدار شده و برای خواندن نماز مهیا می شوند آنها نیز تشویق می شوند و... حالا همین شیوه تربیتی را به حجاب و دهها و صدها مساله دیگر در کشورمان تسری دهید و ببینید میزان علاقه و انگیزه بچه ها و جوانان ما در حفظ و رعایت این اصول تا چه اندازه و چگونه است! آیا بی بهره بودن از روشهای صحیح و اصولی آموزه های دینی و اخلاقی همچنین ایجاد وحشت و اعمال فشار باعث دوری و دلزدگی ما و جوانان ما از مذهب و – متعاقب آن – فرهنگ و تبعات دیگر آن از جمله روحیه انزوا طلبی و جمع گریزی و... نیست؟! هنوز هم می توان پا را فراتر گذاشت و برای ایجاد تعاملات اجتماعی – فرهنگی وگسترش زمینه های گفتگو به ارائه مثال جامع تری نیز پرداخت: اینبار به جای نمونه آماری "جامعه آماری" لبنان را در نظر گرفتم همان جایی که امام موسی صدر نه تنها به ابتکار عملی ماندگار چون انجام و ایجاد موسسات همت گمارد و نه تنها با اتکا به شعار "کرامت نفس" انسانها را تشویق به تعامل و نوعدوستی کرد بلکه با یک حرکت بی سابقه و کم نظیر در جهان، اقدام به آشتی اقوام و ادیان می کند و آنها را بر سر یک میز و در مواجهه با "گفتگو" می نشاند و در این "رست خیز"، راست و استوار می ایستد و ندا می هد: اگر لبنانی با این ویژگیها و این مقدار تضارب آرا و عقیده وجود نمی داشت حتما باید لبنانی به این شکل و با این ویژگیها بنا می کردیم... ملاحظه می نمایید که این کار، شدنی است و می بایست نظام فکری و اعتقادی و مدیریتی و سازماندهی شده ایشان را بعنوان الگویی بسیار بسیار کم خطا و بسیار پرفایده و حیرت آور و تحسین برانگیز مورد مداقه و توجه ویژه قرار داد. همانطور که مشاهده می کنید فراست عجیب امام موسی صدر در تشخیص درد و آسیب شناسسی دقیق و به موقع ایشان هنوز هم از پس سالها، تازه و نو و بدیع است و همچنان نیز بشر امروز بیش از هرچیز به "گفتگو" در همه عرصه ها نیازمند است. آیا موفقیتهای چشمگیر امام موسی صدر حاصل فراگیری اصولی ایشان و برخورداری جدی از آموزه های اسلامی و انسانی و دینی و "عمل" به آنها نیست؟ عمیقا معتقدم ما نیز برای حصول به چنین نتیجه سترگی بویژه در عرصه گفتگو و تعامل با خود و دیگران و جهان باید خود را مجهز به ساختار تربیتی و آموزشی ایشان کنیم. والسلام

نام  
ايميل    
توضيحات