مهارت ششم: از شتاب پرهیز کنیم و آرامش داشته باشیم.

بدون آهسته کردن روند گفت و گو قادر به لمس کردن معنا و اهمیت افکار و تاثیر آنها در زمینه و چهارچوب اعمالمان نخواهیم بود. از این طریق می توان به یکی از هدف های مهم گفت و گو نزدیک شد، یعنی آزاد شدن از ساختارهای حاکم و به دست آوردن توانایی برای درک و پذیرش جنبه های جدید و خلاق جهان.

 

شاید همه شنیده باشیم یا حتی خودمان تجربه کرده باشیم که برای از دست ندادن فرصت، گاه آن چنان عجولانه عمل می کنیم که آن فرصت و فرصت های بعدی را هم از بین می بریم. برای گریز از اشتباه می توانیم مهارت دیگری را تمرین کنیم که به ایجاد شرایط امن برای گفتگو کمک می کند، این مهارت " پرهیز از شتاب" است.

 

خیلی وقت ها از ایجاد فضای امن  و آزاد برای اطرافیانمان حرف می زنیم و مدعی هستیم که برای تداوم ارتباط لازم است که به چنین فضایی دست یابیم ولی بدون این که خیلی متوجه علت آن باشیم برای نزدیک ترین عزیزانمان این فضا را از بین می بریم.شاید لازم باشد برای آن که بتوانیم در یک فضای امن و آزاد با نزدیک ترین کسانمان حرف بزنیم، مشغولیت های دیگرمان را کنار بگذاریم، فکرمان را رها کنیم و فقط به آن مساله فکر کنیم آن هم نه با موضع گیری شخصی، بلکه برای بررسی آن موقعیت یا مساله ، خودمان را جای دیگری بگذاریم، جای دخترمان، مادرمان، همسرمان،... و فکر کنیم که این شرایط یا مساله برای آن دیگری چه اهمیتی دارد و یا چرا نمی تواند به راه حل مناسب دست یابد. آن وقت شاید بهتر باشد که گاهی فرصت دهیم که دیگری حرف را شروع کند ما فقط گوش دهیم.  بگذاریم دیگری بداند که ما فقط می خواهیم گوش کنیم و این که فقط می خواهیم نظر او  را در مورد مساله ای که خیلی ذهنش را مشغول کرده بدانیم. بدون این که بخواهیم مثل یک شاگرد اول کلاس ، پاسخ هایمان را قبل از این که صورت مسأله را متوجه شده باشیم، از حفظ و به ترتیب بیان کنیم. 

فرض کنید دختر شما از اینکه در امتحانهایش چندان موفق نبوده خیلی ناراحت است، اگر شما به عنوان یک مادر در ایجاد شرایط بهتر درس خواندن به او کمک کنید قدم بهتری در جهت حل مشکل برداشته ایم، تا اینکه او را سرزنش کرده و سهل انگاری هایش را به او گوشزد نمایید.

زندگی امروزی باشتاب پیش می رود و گاهی ناگزیریم برای حل مسائل به سرعت راه حل پیدا کنیم، اما خیلی وقت ها خود همین که عجله باعث پیدایش مشکلاتی می شود که مجبور می شویم برای رفع آن ها به اولین راه حل هایی که به نظرمان می رسد، چنگ بزنیم و این ماجرا سلسه وار ادامه پیدا می کند. درواقع ورود زود هنگام به عرصه ی عمل باعث شتاب زدگی می شود. مثلا وقتی در جمعی مساله ای مطرح می شود معمولا یک نفر به سرعت شتابزده خواهدگفت : « با این مساله چه کار می خواهیم بکنیم؟ » و با طرح سئوال گفتگو درباره اصل مسئله متوقف و  ارائه ی نظرات مختلف برای حل مساله شروع می شود و در این حالت ممکن است در رسیدن به نتیجه تسریع شود ولی مانعی می شود برسر راه گفتگو و تعمق در اطراف مسئله و درک نظرات دیگران ، که می تواند مبنای محکمی را برای تصمیم گیری ایجاد کند ، متوقف می سازد. شاید بهتر باشد لحظه ای خودمان را از این گردونه بیرون بکشیم، به آن نگاه کنیم و با کمی تأمل راه حل هایی بیابیم که بتواند مشکلات را عمیق تر ، بهتر و انسانی تر حل کند و ما را در کنار یکدیگر آسوده تر و خوشحال تر نگه دارد.

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان