مهارت چهارم: از دل سخن بگوییم و صداقت داشته باشیم‍.

از چیزی صحبت کنم که حقیقتاً برایم مهم است، نه برای تظاهر. با صداقت و بطور مشخص منظور خود را بیان کنم.


شما کدام یک را ترجیح می دهید؟ از دل سخن گفتن را یا تکرار مطالبی که گاه هیچ ربطی با وجودتان در  آن نمی توان یافت. از دل سخن گفتن به معنی بی احترامی به همدیگر و بی حرمتی نیست. اگر بتوانیم صادقانه در عین حفظ حرمت همدیگر حرف هایمان را بزنیم، ارتباط هایمان ساده تر و عمیق تر می شود و فرصت گفتگو را از دست نمی دهیم.

«از دل سخن گفتن» از دیگر مهارت های گفت وگو است، که گرچه ساده است ولی پیچیدگی های روابط امروزی و ملاحظات مختلف اجتماعی گاه آن را برایمان مشکل می کند.  

در بین بسیاری از اقوامی که هنوز طبق شیوه های قدیمی و ساده ی طبیعی زندگی می کنند توانایی برقراری ارتباط و گفتگو به شکلی ساده و عمیق که برخواسته از ذات انسان است، از اهمیت جدی برخوردار است. نمونه ای از این دست رسمی است که در بین اقوامی از سرخ پوستان رواج دارد. در میان این اقوام برای سخن گفتن، افراد دور هم می نشینند و گوی یا چوبی را در میان می گذارند و برای صحبت کردن از آن استفاده می کنند، به این شکل که هر یک فقط وقتی حرف می زنند که این گوی را از وسط برداشته و در دست داشته باشند. هم چنین در میان این افراد دو قانون دیگر نیز رواج دارد:

      از دل سخن گفتن

*    کوتاه سخن گفتن

این شیوه در میان جمع هایی که تمرین گفتکو می کنند نیز به الهام ازاقوام سرخ پوست اجرا می شود. به این ترتیب که هرکس که در حال صحبت است، یک سنگ معین و مخصوص به نام سنگ سخن یا چوب یا شیئ خاصی را در دست می گیرد و تا زمانی که این شیئ را دردست دارد و سخن می گوید، دیگران حرف وی را قطع نمی کنند. وقتی که گوینده ساکت شدسنگ سخن را به فرد کناری خود می دهد و جریان صحبت این چنین دور می زند.

 

 هرگاه کسی امکان صحبت کردن را به دست می آورد ولی مطلبی برای گفتن ندارد، می تواند سنگ سخن را به نفر بعدی بدهد. 

 بعد از آن که همه ی افراد جمع سخن گفتند ، سنگ سخن در وسط جمع گذاشته می شود ، نفر بعدی که میل به صحبت دارد ، می تواند آن را بردارد. برای بسیاری از اعضای جمع مطلوب است که به آرامی سخن گویند و افکار خود را جمع و جور کنند ، بدون آن که نگران آن باشند که کسی فرصت را از آن ها خواهد گرفت. به این وسیله فضایی مطلوب برای شنیدن و فکرکردن درمورد آن چه که گفته می شود، به وجود می آید.

از دل سخن گفتن، به معنای آن است که در مورد چیزی صحبت کنیم که برایمان مهم است. وقتی از موضوعی که ما را برانگیخته است ، سخن می گوییم، شنیدن حرف مان ساده تر و جالب تر است.

هم چنین قاعده ی به اختصار سخن گفتن مانع از آن می شود که صحبت ها طولانی شود، به حواشی بپردازیم و صراحت حرفی را که از دل بر آمده است با پرگویی مخدوش کنیم.

 اگر قرار باشد تفاهم واقعی انجام گیرد، باید افراد شرکت کننده از خود مایه بگذارند. در فضای صداقت که محیط مناسب برای گفتگوی واقعی است، انسان می تواند آن چه برای گفتن دارد و نیاز به ابراز آن را در خود احساس می کند، بگوید. نباید مطالب را مخفی کرد و مسکوت گذاشت. حق کلام وقتی ادا می شود که با صداقت و شفافیت همراه باشد و این بدان معنانیست که انسان دهان به وراجی باز کند. جان کلام در آن است که مستدل باشد و باید توجه داشته باشیم که آن چه برای گفتن داریم و هنوز به بیان نیامده است، ابتدا به کلام درونی و سپس به سخن درآوریم.

 علاوه براین ها مسأله ی مهم کنار گذاشتن تظاهر است. اگر هرکس به هنگام گفتگو به این فکر باشد که آن چه وی می گوید حاکم شود و به دنبال ارزیابی اعتبار خود در جمع باشد اشتباه جبران ناپذیری را در ادای مطلب خود مرتکب شده است و با اشتباه وارد گفتکوشدن، گفتکو را از مسیر درست منحرف می کند.

 استفاده از سنگ سخن یا نشانه ای خاص باعث می شود ، از استدلال ها و مخالفت ها ی پی در پی و قطع کردن حرف دیگری جلوگیری شود. کسی که سنگ سخن را دردست دارد وقت دارد، تامل کند، افکار خود را تنظم نماید و واهمه ای از قطع کلام خود نداشته باشد و بدون اضطراب از قطع سخنانش آن چه را که در فکر و در دل خود دارد بگوید.

به جای سنگ سخن می توان متناسب با خصوصیات جمع، اشیای دیگری نیز به کاربرد. هنگامی که این روش در بین مدیران یک شرکت آلمانی معرفی شد، بعضی ها تصمیم گرفتند از روز بعد در گروه و و تیم خود آن را به کار گیرند. آن ها بعد از استفاده از این روش به این عقیده دست یافتند که استفاده از این روش مانع عجله و شیوه ی جنگی ( آماده! آتش!هدف!) در گروه شان شد، در حالی که قبلا آن ها در گروه خود به دفعات شاهد چنین تعجیلی بودند.

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان